گاه نوشت های دختری در همین نزدیکی...

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

گاه نوشت های دختری در همین نزدیکی...

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

گاه نوشت های دختری در همین نزدیکی...

من کسی که حوصله ی ساعت ها شنیدن قصه زندگیت رادارد

یکی یک دانه ی اتاقم

یک عدد کنکوری

یک من درجستجوی حقیقت باموهای بافته...

عاشق صدای باران باریدن برف و نوشتن زندگی!

خلاصه اینک یک من اینجا نشسته نت های زندگی19 ساله اش را مینوازد

حتی اگر گاهی سازش کوک نباشد...