آساره

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

آساره

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

آساره

تو توانایی اینو داری حال منو تا آسمون وستاره هاش خوب کنی

من کسی که حوصله ی ساعت ها شنیدن قصه زندگیت رادارد

یکی یک دانه ی اتاقم

یک عدد کنکوری

یک من درجستجوی حقیقت باموهای بافته...

عاشق صدای باران باریدن برف و نوشتن زندگی!

خلاصه اینک یک من اینجا نشسته نت های زندگی19 ساله اش را مینوازد

حتی اگر گاهی سازش کوک نباشد...