آساره

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

آساره

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

آساره

یه روزی زیرورو میشم.

وقتی درست شبیه خودشان رفتار میکنی دلخور میشوند 


بعد از یک مدت که از باور بگذرد ساکت تر میشوم 

اما یک چیزی ته قلبم ، حواست بود؟ ذهنم نه ، قلبم .. ته قلبم میگوید ادامه بده

حتی هزاربار بعد از باور ..


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">