گاه نوشت های دختری در همین نزدیکی...

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

گاه نوشت های دختری در همین نزدیکی...

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

میشود یک کاری کنند من بافتن موهایم یادم برود بعد تو باکلی حوصله بنشینی یادم بدهی چطور موهای یک دختربافته میشود؟


میشود خواندن یادم برود تو همه کتاب های دنیارا برایم بخوانی؟


میشود همه اتفاق های دنیا دیگربرایم تکراری نباشد بعد  تو  دنیاو اتفاق هایش را برایم تعریف کنی؟


اصلا میشود باز به دنیا بیایم و از اولش با من بزرگ شوی؟


میشود اولین صدای موج را باهم بشنویم اولین موجی که روی پاهایم می آید کنار توباشد ؟

اصلامیشود من رابرداری ببری ساحل دریا  قول میدهم هرچقدرهم دور از راه رفتن خسته نشوم!


میشود اولین نت های موسیقی زندگیم را تو  یادم بدهی؟



میشود برای اینکه اسمم یادم بیاید تو  صدایم کنی!؟