گاه نوشت های دختری در همین نزدیکی...

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

گاه نوشت های دختری در همین نزدیکی...

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

نازنین درحالی که تو تراس کلاغ دیده خطاب ب من : تارا ...    کلاغ!

من :  طلاق؟

نازنین : بابا کلاغ!

من: طلاق چی اخه چی میگی تو!؟

نازنین سرمو میچرخونه سمت تراس میگه نگا دمش کن کلاغه تو تراسو میگم...!

من درحالی که از خنده نفسم بالا نمیومد بدو بدو تو افق محو شدم!!!

نظرات  (۹)

دیگه حال وهوای کنکوره...چیکارش میشه کرد؟!؟
شاهکاراتوبنویس اینجا فراموش نشن(البته قابل پخشارو)
پاسخ:
یادم نمیان بگو شد بنویسم
۱۷ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۰۷ خانومِ حدیث :)
طلاقِ دم سیا قار قارُ سر کن  :دی
پاسخ:

بابا تقصیره تلفظه نازنینه!

۱۷ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۳۱ گریزان هستم
طلاق😰😰😰😰😰😰😰
پاسخ:
:)
سکوت ینی! :|
پاسخ:
ینی من دیگ حرفی واس توضیح ندارم ترجیح میدم سکوت کنم...
۱۷ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۳۲ داریوش راهدان
من خیلی وقتا سکوت رو ترجیح میدم
پاسخ:

من ولی گریز از صحنه رو ترجیح میدم...

:)

۱۷ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۴۱ عَقـایِدِ یِکــ رِضــا
سکوت میکنم از نوع معنادارش
پاسخ:

سکوت قلبتو بشکن و برگرد!

:\

۱۸ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۳۹ 🍁 غزاله زند
منم بودی توی افق محو میشدم :)))
پاسخ:
:)
۱۸ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۴۰ ( ک) شباهنگ
یاد اون برنامه مجید جون افتادم :)
:))
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">