گاه نوشت های دختری در همین نزدیکی...

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

گاه نوشت های دختری در همین نزدیکی...

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

آمدم دنیایت رادیدم هرچه سعی کردم دلخوشی هایم رادرآن پیداکنم   نشد

دنیایت جای دلخوشی هایم نبود

برای دلخوشی هایم زیادی بدون محبت بود

تلخ شدم در دنیایت

اماتاهروقت خواستی ماندم حتی وقتی فراموش شدم

من نگذشتم    از دنیایت    ازحال بدت

حتی از خودت    که شده بودی قسمتی از وجودم...