گاه نوشت های دختری در همین نزدیکی...

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

گاه نوشت های دختری در همین نزدیکی...

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

دیوانگی اش داشت تثبیت میشد
آدمهارا شبیه یک نفرمیبیند
صداهارا شبیه یک صدا میشنود
و کلا دریک حالت گنگ و مبهم به سر میبرد!





ازان دیوانگی های دلنشین...



نظرات  (۴)

۲۴ دی ۹۵ ، ۱۴:۵۹ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
:(((
پاسخ:
دوستان شاد باشید بابا..!
۲۴ دی ۹۵ ، ۱۵:۰۱ خانومِ حدیث ^_^
؛(
پاسخ:
ن بابا دیوونه بودن خوبه پست غمناک نبود!
نگران نباش این حالت تجربه شدست!!!
حداقل واسه من...
تنهانیستی.
تلخ خند
پاسخ:
اتفاقا تجربه خوبیه...
عزییییزمم! :*
از آن دیوانگی های دلنشین...
پاسخ:

از آن دیوانگی های دوست داشتنی!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">