گاه نوشت های دختری در همین نزدیکی...

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

گاه نوشت های دختری در همین نزدیکی...

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

احتمالا اونی که تنهایی زیربارون راه میره

وموهاش خیس شده

و دنبال کمی فاصله از روزمرگی های همیشگیه      منم!